Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Hanudan -> hanâ k. هنودن: تأثیر کردن، اثر گزاردن; کارواژه ی کهن آن خشنویتن بوده = خشناتای = هشنودن - هنودن که در آغاز به چم اثر راضی کننده و کار قانع کننده بوده. -ariavand to effect - - _Dehxodâ Ϣiki-En   1.0